ایران: فرصتها و چالشهای جهانی شدن

 

هادی زمانی

جولای 2004

www.hadizamani.com

 

 

فصل دوم.   مشخصات جهانی شدن

 

جهانی شدن پدیده ای است پیچیده با تاثیراتی گسترده وعمیق.  بدین لحاظ در صحنه سیاسی و اجتماعی با برداشتهای متفاوتی از این پدیده مواجه میشویم.  از یکسو، عده ای آنرا منشا تمامی مشکلات و مصائب کنونی جهان میدانند، در حالیکه  دسته ای دیگر آنرا پدیده ای تماما مثبت میانگارند که موجب سعادت و رفاه اقتصادی مردم در سرتاسر جهان خواهد شد.  با اینهمه، تمامی برداشتها برای پدیده جهانی شدن چند مشخصه مشترک قائلند که عمده ترین آنها عبارتند از: رشد بیسابقه تجارت بین المللی و سرمایه گذاری مستقیم خارجی، حذف موانع تجارت آزاد بین المللی، پیدایش گردش مستمر سرمایه مالی بین مرزهای بین المللی در ابعاد کلان، رشد فزاینده در هم تنیدگی اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جوامع، و بالاخره تحولات فنآوری وجهانگیر شدن نظام سرمایه داری  که علل پایه ای  جهانی شدن محسوب میشوند.       

 

 

1.   تجارت

 

طی سه دهه اخیر تجارت جهانی با سرعت بیسابقه ای رشد کرده است.  در سال 1970 میزان کل واردات و صادرات بین المللی بالغ بر 26%  تولید ناخالص جهان بود. در سال 1980  این شاخص به 40%  و در سال 2000  به 50% افزایش یافت (نمودار 2.1 را ملاحظه کنید).  اما رشد سریع تجارت بین المللی عمدتا به کشورهای صنعتی  و 12 کشور در حال رشد محدود بوده است.  90 در صد کشورهای در حال رشد از رشد ناچیزی برخوردار بوده اند.  در واقع سهم گروه کشورهای توسعه نیافته در تجارت بین المللی کاهش یافته است.  

 

علاوه بر افزایش بیسابقه واردات و صادرات، ساختار تجارت نیز دگرگون شده است.  دو جنبه مهم این تغییر عبارتند از رشد تجارت خدمات و افزایش شدید سهم  مبادلات قطعات و کالاهای واسطه ای (intermediate goods) در کل تجارت خارجی.    

 

 

نمودار 2.1:

سهم واردات و صادرات در تولید ناخالص ملی جهان (%)

منبع:    شاخصهای بانک جهانی 2003

 

 

حذف موانع تجارت آزاد از عوامل مهم تغییرات فوق بوده است.  آزادسازی تجارت بین المللی در دهه 70، در چارچوب توافقنامه GATT،  نسبتا آرام و تدریجی بود و عمدتا به کشورهای صنعتی محدود میشد.  اما از دهه 80 آزادسازی تجارت بین المللی به ویژه در کشورهای درحال رشد شتاب و گسترش بیسابقه ای یافته است (نمودار 2.2 را ملاحظه کنید). 

 

 


نمودار 2.2

 

 

 

منبع:  بانک جهانی، دورنمای اقتصاد جهانی 2001

 

 

 

2.  سرمایه گذاری مستقیم خارجی

 

سرمایه گذاری مستقیم خارجی[1]  در نیمه اول قرن بیستم با سرعت قابل توجهی رشد کرد.  اما این رشد در مقایسه با دهه 60 بسیار اندک بود.  رشد فزاینده سرمایه گذاری مستقیم خارجی پس از جنگ جهانی دوم محور عصر طلایی رشد اقتصادی دهه 60 بود.  طی این دهه نرخ رشد سرمایه گذاری مستقیم خارجی دو برابر نرخ رشد تولید ناخالص و 1.4 برابر نرخ رشد صادرات جهان بود.  در دهه 70 نرخ رشد سرمایه گذاری مستقیم خارجی کما بیش همپای نرخ رشد صادرات بود.  اما از اوائل دهه 80 نرخ رشد سرمایه گذاری مستقیم خارجی شتاب فزاینده ای یافت وبا سرعت از نرخ صادرات پیشی گرفت.  طی دوره 1986-1999 میانگین نرخ رشد جریان خروجی سرمایه گذاری خارجی به %26 در سال افزایش یافت.   در مجموع در فاصله 1960-2000 حجم کل سرمایه گذاری خارجی جهان از 70 بلیون دلار در سال 60 به متجاوز از 6000 بلیون دلار افزایش یافت. از دهه 90 به این سو اکثر کشورهای جهان با سرعت چشمگیری سیاستهای اقتصادی خود را برای جلب سرمایه گذاری مستقیم خارجی تغییر داده اند.  علیرغم این تحولات حجم عمده سرمایه گذاری مستقیم خارجی به سوی کشورهای صنعتی و چند کشور در حال رشد به ویژه کشورهای آسیای شرقی و جنوب شرقی بوده است (نمودار 2.3 را ملاحظه کنید).

 

نمودار 2.3

UNCTAD, World Investment Report, various issues

Source:  UNCTAD, Handbook of Statistics 2002

 

 

3.   گردش سرمایه مالی

 

ادغام سریع بازارهای مالی چشمگیرترین جنبه روند جهانی شدن طی چند دهه اخیر است.  سیستم برتون وود (Bretton Wood) که پس از جنگ جهانی دوم برای تنظیم بازار مالی جهان تاسیس شد یک سیستم بسته مالی متکی بر سیستم نرخ ثابت مبادلات ارزی بود.  در بخشهای  تجارت بین المللی و سرمایه گذاری خارجی سیاست آزاد سازی اقتصاد با پیگیری دنبال شده است.  اما در بخش مالی، بر خلاف تجارت بین المللی و سرمایه گذاری خارجی، سیاست آزادسازی بازارهای مالی تا سال 1973 حتی در دستور کار نیز قرار نداشت.  در واقع تا قبل از دهه 80 جهان بر پایه مجموعه ای از بازارهای ملی مستقل استوار بود. 

 

سیاست آزادسازی بازارهای مالی در سال 1973، با فروپاشی سیستم برتون وود (Bretton Wood)  در دستور کار قرار گرفت.  اما تا سال 1990  پیشبرد این سیاست بسیار محافظه کارانه و تدریجی انجام پذیرفت و عمدتا به کشورهای صنعتی پیشرفته محدود بود.  کشورهای توسعه یافته در اوایل دهه 80 به تدریج اقدام به آزاد سازی بازارهای مالی خود کردند که به افزایش چشمگیر گردش سرمایه بین این کشورها انجامید. 

 

در واقع در دهه 80 بازار مالی جهان  سه انقلاب فنآوری، آزادسازی و جهانی شدن را همزمان تجربه کرد.  سیاست آزاد سازی جو مناسب را برای گردش سرمایه فراهم آورد. اما این تحولات فنآوری بود که با میسر کردن جمع آوری سریع اطلاعات در باره بازارهای مالی جهان، انجام مبادلات مالی بین المللی در تمام طول شبانه روز و ابداع ابزارهای جدید مالی (نظیرDerivative ها) گردش سرمایه را جهانی کرد. 

 

از اواخر دهه 80 آزادسازی بازارهای مالی شدت بیسابقه ای یافته است که در عرصه های متعددی مانند یکسان کردن نرخ مبادلات ارزی، حذف موانع و کنترلهای تخصیص اعتبارات در بازارهای داخلی تا آزادسازی کامل بخش مالی به پیش برده  میشود.  اکنون دامنه این اصلاحات به کشورهای در حال رشد نیز گسترش یافته است.  اما در این کشورها اصلاحات نوع سوم، یعنی آزاد سازی کامل بخش مالی تا کنون محدود به چند کشور نسبتا مرفه بوده است که دارای بازارهای مالی تکامل یافته تری، از جمله بازارهای بورس و اوراق قرضه میباشند.  افزایش سریع جریان سرمایه از شمال به جنوب عمدتا بسوی این دسته از کشورها بوده است که به بازارهای در حال پیدایش (emerging markets) موسوم میباشند.   اشکال عمده این انتقال عبارت بوده است از سرمایه گذاری در بازار بورس، وام بانکی به بخش خصوصی، اوراق قرضه بین المللی (نمودار 2.4 را ملاحظه کنید) و حجم قابل ملاحظه ای از جریانهای ناشی از سوداگری های کوتاه مدت.  

 

 

نمودار 2.4

 

       

4.  سیستم تولید جهانی

 

طی 50 سال گذشته سطح تولیدات صنعتی جهان 5 برابر، اما میزان تجارت بین المللی تولیدات صنعتی متجاوز از 15 برابر شده است (نمودار 2.5).  طی دهه 90 صادرات تولیدات صنعتی دارای نرخ رشدی بالغ بر %9.6 در سال بود.  در بخش خدمات، رشد سطح تولید و تجارت بین المللی به مراتب چشمگیرتر بوده است.  طی 40 سال گذشته سهم خدمات در کل تولید ناخالص ملی در مورد کشورهای کم درآمد از %30 به %43 و در مورد کشورهای پر درآمد از %54 به %64 افزایش یافته است.   با اینکه بسیاری از تولیدات این بخش قابل داد و ستد بین المللی نمیباشد، با اینهمه صادرات این بخش طی دهه 90 دارای نرخ رشدی بالغ بر %10.6 در سال بوده است که عمدتا به دلیل رشد بیسابقه صادرات خدمات اطلاعاتی و ارتباطی، خدمات مالی، مدیریت و خدمات حرفه ای میباشد.  

 

رشد سطح سرمایه گذاری مستقیم خارجی (FDI) تصویر روشن تری از سرعت و دامنه گسترش روند جهانی شدن بدست میدهد.  بین سالهای  1960 تا 2000 میزان سرمایه گذاری مستقیم خارجی از حدود 70 بلیون دلار به 6000  بلیون دلار افزایش یافت.  طی دهه 60 نرخ رشد سرمایه گذاری خارجی 2 برابر نرخ رشد تولید ناخالص ملی و 1.4 برابر نرخ رشد کل صادرات جهان بود.  طی دوره 1975-1985 سرمایه گذاری خارجی کمابیش همپای تولید رشد کرد.  اما در فاصله 1985 تا 1995 شاخص سرمایه گذاری مستقیم خارجی 3.5 برابر شد و با سرعت از نرخهای رشد تولید ناخالص ملی و صادرات پیشی گرفت.   این روند همچنان با سرعت فزاینده ای ادامه دارد.

 

نمودار 2.5

مقایسه رشد سرمایه گذاری مستقیم خارجی با تولید و صادرات (1996-2000)

UNCTAD, World Investment Report, various issues

 

مقایسه روند رشد تولید ناخالص، صادرات و سرمایه گذاری مستقیم خارجی جهان بیانگرآن است که طی نیم قرن گذشته رشد صادرات سریعتراز رشد تولید و رشد سرمایه گذاری مستقیم خارجی به مراتب سریعتر از رشد تجارت خارجی بوده است.  رشد سریعتر تجارت بین المللی نسبت به تولید نا خالص جهان مبین افزایش ادغام اقتصادی جهان است.  رشد سریعترسرمایه گذاری مستقیم خارجی نسبت به تجارت خارجی یبانگر آن است که مکانیزم ادغام اقتصادی  از تجارت به پروسه تولید و سرمایه گذاری منتقل شده است.   این تغییری کیفی و پر اهمیت است که عصر جهانی را از عصر تجارت بین المللی متفاوت میسازد. 

 

بین پروسه بین المللی شدن و پروسه جهانی شدن تفاوتی ژرف وجود دارد. پروسه بین المللی شدن عبارت است از بسط جغرافیایی فعالیت های اقتصادی.  جهانی شدن مرحله ای  بالاتر از بین المللی شدن است که مولفه اصلی آن ادغام فانکسیونال فعالیت های اقتصادی در فضای جغرافیای جهانی است.  جهان تا نیم قرن پیش مرحله بین المللی شدن را طی میکرد.  درعصر تجارت و اقتصاد بین الملل ادغام اقتصادی عرضی است، بدین معنی که واحدهای تولیدی و کشورهای مستقل برای تامین نیازهای خود به داد و ستد بین المللی میپردازند.  در این الگو تصمیم پیرامون آنکه چه تولید شود و چگونه تولید شود درهر واحد ملی بطورمستقل و با توجه به امکانات، نیازمندیها و ویژگی های آن واحد اتخاذ میشود.   اما اکنون دنیا مرحله جهانی شدن را سیر میکند که در آن ادغام اقتصادی، علاوه بر عرضی، عمقی است.  در این الگو واحد های تولیدی درهم ادغام میشوند و تصمیم پیرامون آنکه چه تولید شود، کجا تولید شود و چگونه تولید شود از دید کلیت اقتصاد جهانی اتخاذ میشود.  الگوی اول به راه حل هایی میانجامد که هریک در چارچوب محلی خود بهینه میباشند اما مجموعه آنها نسبت به راه حل گلوبال الگوی دوم که پروسه اقتصادی را از دید کلیت اقتصاد جهانی بهینه میکند از کارآیی و مطلوبیت کمتری برخوردار است.  لذا پروسه جهانی سازی موجب افزایش بهره وری و کارایی اقتصاد و در نتیجه حداکثر سازی سطح تولید میگردد.          

 

شرکتهای فراملی [2](TNC) پیشتاز و موتور جهانی شدن تولید بوده اند.  طی سه دهه اخیر تعداد شرکتهای فراملی بصورت تصاعدی رشد کرده است.  طبق آمارUNCTAD  اکنون  65 هزار شرکت مادر فراملی وجود دارد که مجموعا 850 هزار شرکت وابسته خارجی را کنترل میکنند.   متجاوز از دو سوم صادرات جهان توسط شرکت های فراملی انجام میپذیرد که بخش قابل ملاحظه آن متعلق به 100 شرکت بزرگ فراملی است.  درآمد فروش این 100 شرکت نزدیک به %50 تولید ناخالص جهان میباشد.  فزون بر این، بالغ بر 50% صادراتی که توسط شرکتهای فراملی انجام میگیرد مبادلات درون شرکتی است، به این معنی که در درون شرکتهای فراملی و بین زیر شرکتهای  آنها انجام میپذیرد. 

 

تولید جهانی در بخشهای متکی بر تکنولوژی پیچیده مانند صنایع الکترونیک و سمی- کانداکتورها (semi-conductors) و صنایع مصرفی کاربر، مانند نساجی، پوشاک و کفش دارای بیشترین رشد بوده است. در آن بخش از خدمات که تحولات فنآوری امر کنترات دادن کارهایی نظیر برنامه نویسی کامپیوتری، امور مالی و خدمات مرکز تلفن به سایر کشورها را میسر ساخته است تولید جهانی با سرعت در حال گسترش میباشد.  در صنایع متکی بر تکنولوژی پیچیده،  تولید قطعات غالبا توسط زیرشرکتهای شرکتهای فراملی در کشورهای در حال رشد انجام میپذیرد.  بدین ترتیب، کالاهای صنعتی جدید (مانند محصولات الکترونیکی، ریز پردازها و سمی-کانداکتورها) اکنون به قلم عمده صادرات برخی از کشورهای درحال رشد تبدیل شده است.   در صنایع کالاهای مصرفی کاربر[3]  وضعیت کاملا متفاوت است.  در این بخش، شرکتهای فراملی کالا را طراحی میکنند، مشخصات فنی و کیفیت آنرا تعیین میکنند، سپس تولید آنرا به شرکتهای محلی در کشورهای مختلف کنترات میدهند.  همچنین، پس از تولید، محصول را کنترل کیفیت کرده و تحت مدیریت خود (با استفاده از شیوه های مدرن و بازاریابی و تبلیغات) در اختیار بازار میگذارند.  انعطاف پذیری و تغییر سریع خط تولید در پاسخ به تغییرات الگوی مصرف و شرایط بازار با حداقل هزینه مشخصه کلیدی این شیوه تولید است که به تولید "just-in-time" معروف میباشد.

 

جهانی شدن تولید مستلزم حرکت آزاد نهاده ها و عوامل تولید در پهنه جهان است.  همانطور که در بالا نشان داده شد، طی چند دهه اخیر موانع تجارت آزاد و حرکت آزاد سرمایه با سرعت برچیده شده اند.  روند جهانی سازی با رشد سیاست آزادسازی اقتصاد، کاهش نظارت دولت و رفع موانع حقوقی و سیاسی حرکت آزاد کالا و عوامل تولید همراه بوده است که با فروپاشی بلوک شرق شدتی بیسابقه یافته است.  این امر موجب تشابه بیشتر ساختارحقوقی وسیاسی اقتصادهای ملی شده  که پروسه ادغام و جهانی شدن اقتصاد را تسهیل و ترغیب میکند.

 

 

5.  سیستم مالی جهانی

 

همانطور که در بالا گفته شد، تا قبل از دهه 80 بازار مالی جهانی به معنای واقعی کلمه وجود نداشت.  اما اکنون این بازار نقشی تعیین کننده در اقتصاد جهان ایفا میکند.  در واقع، بازار جهانی پول و سرمایه مالی چنان گسترش یافته و بغرنج شده است که اکنون زیستی مستقل از مدار تولید و تجارت یافته است.

 

طی سه دهه گذشته ساختار نظام مالی جهانی به شدت دگرگون شده است.  گردش سرمایه گذاری مستقیم خارجی چندین برابر شده  که بیانگر افزایش سیالی سرمایه در پهنه جهان میباشد .  با رشد سرمایه خصوصی و تحت شعاع قراردادن گردش سرمایه دولتی،  نقش و نفوذ بانکهای تجاری، بانکها و موسسات سرمایه گذاری، بنگاههای بورس و آژانسهای ارزیابی ریسک به شدت افزایش یافته است.  اکنون بنگاههای مالی خصوصی دارای نفوذ بسیار زیادی بر سیاستهای اقتصادی کشورهای در حال رشد به ویژه بازارهای نوپا میباشند. برای مثال، بنگاههای ارزیابی ریسک تعیین میکنند که یک کشور تا چه میزان و به چه قیمت میتواند به وامهای بین المللی رسمی دسترسی داشته باشد، ارزیابی تحلیلگران بورس بر میزان گردش سرمایه  در بازار بورس کشورهای در حال رشد تاثیر میگذارد و عملکرد مدیران بنگاههای سرمایه گذاری دارای تاثیری جدی بر نرخ مبادله پول ملی این کشورهاست. 

 

اکنون بین 40 تا 80 درصد دارایی های 25 بانک بزرگ جهان در خارج از مرزهای ملی شان میباشد.  این نسبت برای 10 بانک اول  %55 و برای 5 بانک اول متجاوز از %73 میباشد.  طی 4 دهه اخیر تعداد شعب و شرکت های برون مرزی بانک ها متجاوز از 10 برابر شده است.   طی سه دهه اخیر نسبت مبادلات ارزی به مبادلات تجاری متجاوز از 35 برابر شده است.  اکنون تنها نزدیک به %10 مبادلات ارزی مربوط به مبادلات تجاری میباشد.

 

      

6.  تکنولوژی

 

بدون شک روند جهانی شدن بر پایه تحولات تکنولوژی بنا شده است.  طی چند دهه اخیر عمق و گسترش این تحولات چنان  بوده است که فنآوری و نظم تولید و مدیریت جهان را وارد پارادایم جدیدی کرده است.  افزایش تصاعدی سرعت حمل و نقل، افزایش بی نظیر سرعت گردش و پروسه کردن اطلاعات  همراه با کاهش چشمگیر هزینه این امور از ویژگی های برجسته عصر جدید میباشند که با کاهش فاصله زمانی و مکانی جامعه بشری را به شهری جهانی مبدل کرده اند. 

 

رشد و گسترش صنعت حمل و نقل هوایی دسترسی به دورترین نقاط جهان را در مدت زمانی کوتاه و با هزینه ای کم میسر ساخته است.  در فاصله چند دهه تعداد مسافرتهای هوایی متجاوز از 100 برابر شده است.  رشد و گسترش تصاعدی ارتباطات ماهواره ای و تکنولوژی فیبر نوری ( (fibre optic  گردش آنی حجم انبوه اطلاعات را درپهنه جهان میسر ساخته است.  تنها در فاصله 1986 تا 1996 تعداد مسیرهای صوتی ماهواره ای از کمتر از 100 هزار به 700 هزار و تعداد مسیرهای صوتی فیبرنوری در اتلانتیک از 10 هزار به یک میلیون و450 هزار افزایش یافت.  در فاصله 1995 تا 2002 ظرفیت فیبرهای نوری اقیانوسی از50 به متجاوز از 10 هزار GBPSرسید.  بین 1980 تا 2002 تعداد میزبان های (host) اینترنتی از 200 به بیش از 10 بلیون افزایش یافت.  ظرفیت و سرعت ریزپردازها و کامپیوترها از رشدی مشابه برخوردار بوده است.  این تحولات همراه با رشد وسایل ارتباط جمعی الگوی تولید و مصرف را کاملا دگرگون کرده، موجب پیدایش بازار جهانی شده است.  همچنین تحولات فنآوری موجب پیدایش صنایع جدید، افزایش بهره وری کار و سرمایه، افزایش سطح تولیدات و لذا بسط بازار جهانی شده است.

    

از سوی دیگرتحولات فنآوری موجب تفکیک هرچه بیشتر پروسه تولید به اجزا کوچکتر و تبدیل تولید انبوه به اشکال و الگوهای انعطاف پذیرتر شده که تعمیق و گسترش بیشتر تقیسم کار بین المللی را میسر ساخته است.  تقسیم کار در عصر پیش از جهانی شدن تقسیمی کما بیش ساده بود که درآن تخصص کشورهای توسعه یافته تولید کالا  و مصنوعات صنعتی و تخصص کشورهای در حال توسعه تولید و تامین مواد خام و محصولات کشاورزی مورد نیاز کشورهای توسعه یافته وتامین بازار برای  برخی از محصولات آنها بود.  روند جهانی سازی این الگو را دگرگون کرده موجب پیدایش قطب های جدید صنعتی و مهمتر از آن پیدایش اقتصاد متکی بر اطلاعات و دانش شده است که در آن عامل اطلاعات و دانش نقش عمده را در تامین  رشد اقتصادی عهده دار میباشد.  به عبارت دیگر تحولات فنآوری و جهانی سازی موجب شده است تا عامل اصلی تولید ثروت از دسترسی به زمین و مواد اولیه و تولیدات صنعتی به عامل اطلاعات و دانش منتقل گردد.   

 

افزون براین، رشد تحولات فنآوری به ویژه افزایش سرعت و توسعه شبکه حمل و نقل، افزایش گردش اطلاعات و گسترش وسایل ارتباط جمعی موجب همگرایی فرهنگی، تشابه الگوهای مصرف و پیدایش فرهنگی جهانی شده است که  به نوبه خود جهانی شدن اقتصاد را تسهیل و ترغیب کرده و همزمان از آن تاثیر میپذیرد.    

 

تاثیر تکنولوژی جدید از اقتصاد فراتر رفته و تمامی جنبه های  روزمره  زندگی را فراگرفته است.  اکنون همان تکنولوژی ای که موجب جهانی شدن اقتصاد گردید  توسط افراد و جامعه مدنی  در زندگی روزمره بکار میرود.  با گسترش اینترنت، ایمیل، کاهش هزینه خدمات تلفنی، تلفن موبایل و گسترش کنفرانسهای الکترونیکی (نمودار 2.6 را ملاحظه کنید) دنیا به شدت به هم مرتبط  شده است. این تحولات همراه با رشد و گسترش بیسابقه تجارت بین المللی، سرمایه گذاری مستقیم خارجی، گردش سرمایه مالی، رشد شرکتهای فراملی و تحولات ساختار تولید موجب پیدایش پارادایم جهانی سازی شده است.

 

پذیرش نقش تعیین کننده تحولات فنآوری به معنای جبر تاریخی تکنولوژی نیست.  در نهایت، تحولات فنآوری خود پدیده ای اجتماعی است.  پایه دیگر جهانی سازی پویایی نظام سرمایه داری است که در جستجوی سود بیشتر رشد دانش را تشویق کرده و دستآوردهای آنرا برای بهینه کردن پروسه تولید و جهانی سازی اقتصاد بکار میگیرد.

 

 

 

نمودار 2.6

کل (ملیون نفر)

آفریقا

آمریکای لاتین و کارائیب

آسیا (به جز ژاپن)

جزایر اقیانوسیه

ژاپن

اروپا

آمریکا و کانادا

 

92.6

1.0%

3.1%

7.3%

2.4%

12.5%

25.6%

48.1%

1997

155.6

1.0%

4.2%

10.0%

3.1%

10.9%

27.5%

43.4%

1998

276.6

1.0%

4.0%

13.9%

2.3%

9.8%

28.1%

40.9%

1999

387.6

1.2%

4.6%

18.4%

2.1%

9.8%

28.6%

35.3%

2000

493.0

1.3%

5.3%

20.6%

1.8%

9.9%

29.2%

31.8%

2001

591.6

1.3%

6.0%

24.3%

1.8%

9.7%

28.1%

28.8%

2002

Source:  International Telecommunications Union

محاسبه نویسنده با استفاده از آمارهای روند صنعت ارتباطات آمریکا (1997)، دورنمای ارتباطات OECD (سالهای مختلف) و شاخصهای توسعه بانک جهانی (2003)

 

7.  شرایط اقتصادی

 

شرایط اقتصادی جهان در دهه 80 یکی دیگر ازعواملی بود که به رشد سریع جهانی شدن کمک کرد.  جنبه های عمده  شرایط اقتصادی دهه 80 عبارت بودند از:

·        رکود توام با تورم (stagflation) در کشورهای توسعه یافته صنعتی

·        به پایان رسیدن عمر مفید استراتژی توسعه اقتصادی متکی بر سیاست جانشین سازی واردات و بحران بدهی های خارجی کشورهای توسعه نیافته و درحال رشد

·        فروپاشی بلوک شرق

 

در شرایطی که کشورهای توسعه یافته صنعتی رکودی توام با تورم را تجربه میکردند، تعداد زیادی از کشورهای در حال رشد گرفتار بحران بدهی خارجی شده بودند.  از سوی دیگر، سیاست جانشین سازی واردات که طی سه دهه گذشته بصورت موتور توسعه اقتصادی کشورهای در حال رشد عمل کرده بود به پایان عمر مفید خود رسیده بود و دیگر نمیتوانست انرژی لازم برای رشد اقتصادی این کشورها را تامین کند.  همزمان، کشورهای آسیای جنوب شرقی به موفقیت چشمگیری در پیشبرد برنامه توسعه اقتصادی بر پایه رشد صادرات دست یافتند.  مجموعه این عوامل برنامه اصلاح اقتصادی بر پایه بازار آزاد را در دستور کار قرار داد. 

 

از سوی دیگر، مراجعه مکرر کشورهای در حال رشد و توسعه نیافته به سازمانهای مالی بین المللی برای تمدید و بازنویسی بدهی خارجی خود به این سازمانها فرصت داد تا با مشروط کردن اهدا وام به اجرای اصلاحات اقتصادی برنامه اصلاحات را با سرعت فزاینده ای به پیش ببرند.  بالاخره با فروپاشی بلوک شرق و جهانگیر شدن نظام سرمایه داری سیاست بازار آزاد  به تنها راه عملی برای پیشبرد توسعه اقتصادی  تبدیل شد.  این تحولات و جو اقتصادی و سیاسی حاصله نقشی تعیین کننده در تسریع روند جهانی شدن ایفا کرد. 

 

 در سال 1986 دور جدید مذاکرات چند جانبه تجارت بین المللی آغاز به کار کرد که نهایتا به تبدیل گات به سازمان تجارت جهانی در سال 1995 انجامید.  این مذاکرات دستور کار گات را که عمدتا به کاهش تعرفه های بازرگانی محدود بود گسترش داد و آزادسازی تجارت خدمات، حذف موانع سرمایه گذاری خارجی، آزادسازی بازارهای مالی و تنظیم رقابت و حقوق مالکیت فکری را در دستور کار قرار داد.  این تحولی پر اهمیت بود که آهنگ رشد جهانی شدن را تسریع کرد.  اما اکثر کشورهای درحال رشد معتقدند که نتیجه این مذاکرات که به مذاکرات دور اروگوئه معروف میباشد ناعادلانه بوده است زیرا کشورهای در حال رشد مجبور به اعطای امتیازهای بسیار زیادی به کشورهای توسعه یافته شدند اما در مقابل امتیازها لازم را دریافت نکردند تا بتوانند هزینه سنگینی را که این اصلاحات بر آنها تحمیل کرد جبران کنند.      

 

 



[1]   Foreign Direct Investment (FDI)

[2]  Trans National Company (TNC)

[3]  Labour-intensive